برخیز

:: برخیز

برخیز
تا از سر اقتدار
آنچه را
در ذهن پر از خروشمان می گذرد
بنویسیم
به شعر

 

هر بحری باشد باشد
هر وزنی باشد مسئله ای نیست
وزن را می توان شکست
وقتی در موسیقی پرواز کنیم

 

اینجا
شب شده از نیرنگ
اینجا
قلب ما
خون را
به مغز
وام می دهد-با بهره-
و چنین است که ترجیح می دهیم
فکر نکیم...
و چه بی شرمانه
با نقاب بر چهره
با ژستی عمیق
بر ورق می نویسیم:
فکر ها پریشان است!

 

خودمان باشیم...
ما به فکر عادت نداریم
خودمان باشیم،
اگر بتوانیم
تا ظهر می خوابیم!
زیر این نقاب های جنجالی
خبری نیست که نیست!

 

همه مان منتقدیم
با قرآنی روی طاق چه
یا کتابچه ای از نیچه
فرقی نمی کند
مهم این است که تنها
لاف می زنیم!

 

از همه چیز بدتر
یک چیز:
حتی در تنهایی ها
در نقش، غرق می شویم
و حقیقت را
-که بازهای تیز پرواز
که در تقلیدشان هستیم
خودنما نیستند-
فراموش می کنیم


ایمان علیخانی بجستانی، 95/2/1

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهبرخیز
برچسب ها :

برهان انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه نامأنوس است) در اثبات خدا

:: برهان انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه نامأنوس است) در اثبات خدا

    هرگاه ما درباره ی انجام عملی فکر می کنیم، رخ داد عمل را به ناچار تنها در دو دسته قرار می دهیم: عملی که بر اثر جبر و کنش و واکنش انجام می شود، و عملی که با آگاهی و اراده انجام می شود. ممکن است به طور لفظی جمله سازی کنیم و بگوییم عمل بدون جبر و بدون علم؛ امّا نسبت به این جمله هیچ ادراکی نداریم...لذا این جمله ما را به هیچ مفهومی که بتوانیم انتزاع کنیم نمی رساند. حتّی رفتار تصادفی هم که در نظر می گیریم، رفتار بی اراده نیست؛ بلکه رفتاری ست که ما قدرت پیشبینی آن را نداریم.

    عامل غیر مجبور و آزاد، طبق تعریف، عاملی ست که خودش منشاء عمل خودش است و تحت جبر نیست.

عمل عامل آزاد، خصوصیاتی دارد؛ چرا که اگر عملی خصلتی نداشته باشد موجود نیست.

عامل آزاد، همان چیزی ست که به خودی خود خصوصیات مذکور را تعیین کرده است.

    تعیین خصوصیات، بدون دانستن خصوصیات، قابل تصور نیست؛ لذا نمی توان عامل آزاد را جدای از آگاهی تصوّر کرد.

این مقدّمه ای بود برای برهان انتفای منکر محض در اثبات وجود خدا؛ امّا خود برهان:

  1. عامل اولیه ی ایجاد پدیده های جهان از دو حال خارج نیست: یا نسبت به پدیده هایی که ایجاد کرده آگاهی دارد، یا ندارد.

  2. هیچ گونه عمل مستقلّی بدون آگاهی قابل درک و تصوّر نیست. همچنین بر وجود چنین عملی دلیلی نیست.

  3. منکر محض منتفی ست. یعنی آنچه را دلیلی بر درست بودنش نداریم و حتّی نمی توانیم درست بودنش را تصوّر کنیم، منتفی و باطل است.(برای توضیحات اینجا کلیک کنید.)

  4. ناآگاه بودن خالق جهان منتفی ست.

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهبرهان انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه نامأنوس است) در اثبات خدا
برچسب ها : عامل ,عملی ,منتفی ,منکر ,برهان ,آزاد، ,درست بودنش ,انتفای منکر ,برهان انتفای ,عامل آزاد،

قوانین فیزیک، شرح پدیده ها نه علت آن ها

:: قوانین فیزیک، شرح پدیده ها نه علت آن ها

    بی خدایان عموماً در جواب به این پرسش که جهان را چه کسی مدیریت می کند می گویند قوانین فیزیک. غافل از این که قوانین فیزیک شرح رخدادهای جهانند نه عامل این خدادها.

    قانون جاذبه، نظمی ست که طبیعت از آن طبعیّت می کند و ما کشف کرده ایم. این که تشخیص دهیم طبیعت چطور عمل می کند، سیب با چه شتابی سقوط می کند جالب است، امّا شناخت عامل جهان چیز دیگری ست.

برای مطالعه ی بیشتر: نگاهی به فلسفه ی علم: حقیقت قوانین فیزیک چیست؟(کلیک کنید)

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهقوانین فیزیک، شرح پدیده ها نه علت آن ها
برچسب ها : قوانین ,فیزیک ,قوانین فیزیک

اصل انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه کاملاً ناشناخته ست)

:: اصل انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه کاملاً ناشناخته ست)

    فرض بفرمایید کسی را در اتاقکی بسیار مستحکم و محفوظ زندانی کرده اید که خروج از  آن عملاً محال است. ناگهان متوجّه می شوید زندانی فرار کرده است.

    کلافه شده اید...هرچه فکر می کنید راهی برای خروج به ذهنتان نمی رسد...

    همکار اوّل تان می گوید: «احتمالاً این فرد ابتدا دو نفر شده؛ سپس چهار نفر؛ و آنقدر زیاد شده اند که با ضرباتشان دیوار را خرد کرده اند و خارج شده اند»

    واکنش شما چیست؟ قطعاً این شخص دارد شوخی می کند. چنین چیزی غیر ممکن است.

    همکار دومتان می گوید: «احتمالاً از آکلوپریتوس استفاده کرده» می پرسید «آکلوپریتوس چیست؟» می گوید«نمی دانم» می پرسید «آکلوپریتوس چگونه عمل می کند؟» می گوید «نمی دانم...یک فرضیه ست» می پرسید «آیا هیچ مدرکی یا تصوّری-هرچند ضعیف- در تأیید این فرضیه هست؟» می گوید «خیر»

    شما در یک تیمارستان به دام افتاده اید!

    در میان این دو نمونه پیشنهاد، پیشنهاد همکار دوم از اوّل بسیار بدتر است. در پیشنهاد اوّل حدّاقل می شد صحنه ی دو نفر شدن یک نفر را در ذهن باز سازی کرد...امّا نسبت به آکلوپریتوس کوچک ترین تصوّری هم وجود ندارد! فکر کردن به اوّلی شرف دارد به دومی.

    اینجا با نمونه ای بسیار تشدید شده از اصل تقدّم معروف رو به رو هستیم: انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه کاملاً ناشناخته ست). آنچه هیچ سرنخی، هیچ دلیل و شاهدی، هیچ شناختی نسبت به آن وجود ندارد، منتفی ست. فکر کردن به چنین چیزی کاملاً نامعقول و خنده دار است.

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهاصل انتفای منکر محض(منتفی بودن آنچه کاملاً ناشناخته ست)
برچسب ها : گوید ,آنچه ,کاملاً ,منتفی ,پرسید ,اوّل ,بودن آنچه ,آنچه کاملاً ,کاملاً ناشناخته ,منتفی بودن ,انتفای منکر ,آنچه کاملاً ناشناخته

پیش از پذیرفتن استقرا... اصل تقدّم معروف(شناخته شده)

:: پیش از پذیرفتن استقرا... اصل تقدّم معروف(شناخته شده)

به منحنی رو به رو نگاه کنید:

اگر از شما بپرسند ارتفاع این منحنی در x=10.5 چه خواهد بود(بدون توجّه به ضابطه ی منحنی) چه پاسخ خواهید داد؟

منحنی شبه خطی

می خواهم تابعی را به شما معرّفی کنم که نامش را تابع انفجار گذاشته ام:

تابع انفجار

    نکته ای که در مورد این تابع وجود دارد، رفتار ناگهانی این تابع است. فرض کنید فاصله ی دو جسم در طول زمان از تابع انفجار پیروی کند؛ شما فاصله ی دو جسم را 9 ساعت و نیم تمام بررسی می کنید و با پیشرفته ترین میکروسکوپ جهان نشان می دهید این فاصله با نهایت دقّت ممکن(کمتر از یک هزارم آنگستروم) برابر صفر است یعنی از 10 به توان -13 متر کوچک تر است و از ثبات مداوم این فاصله طبق استقرا نتیجه می گیرید که تابع فاصله ی این دو جسم y=0 است در حالی که در اشتباهید...یک ساعت دیگر فاصله ی این دو جسم به 170هزار سال نوری خواهد رسید!

    اگر ابزاری داشتیم که می توانست یک میلیارد برابر دقیق تر باشد، امکان داشت بتوانیم تابع انفجار را شناسایی کنیم؛ امّا این ابزار در دسترس ما نیست. سؤال اینجا ست که از کجا می دانیم قوانین فیزیک رفتاری مانند تابع انفجار ندارند؟ اگر تابع انفجار را از گزینه های روی میز حذف نکنیم، هر لحظه ممکن است همه چیز به کلّی تغییر کند...هر لحظه ممکن است همه چیز منفجر شود. چرا ما به یک خطّی سازی ساده دل خوش می کنیم و با چه مدرکی فرض می کنیم تابع انفجار در سیستم حضور ندارد؟

    پاسخ مشخّص است: ما در میان توابع آنچه را مشهودتر و ملموس تر است و برایمان درنظر گرفتنش آسان تر است انتخاب می کنیم و این یعنی ما آینده را بر اساس ذهنیاتمان پیشبینی می کنیم!

    بر این اساس باید بپذیریم که اگر این روش صحیح است، هرگاه در زمینه ای دو گزینه رو به روی ماست که یکی ملموس است و دیگری ناملموس و شاهدی نیست که به هیچ یک از این دو دلالت کند، انتخاب صحیح گزینه ای خواهد بود که ملموس تر است(اصل تقدّم معروف یا شناخته شده) و جالب این که این اصل فلسفی بر استقرا مقدّم است زیرا نشان داده شد استقرا بنیانش بر همین اصل بنا شده است.

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهپیش از پذیرفتن استقرا... اصل تقدّم معروف(شناخته شده)
برچسب ها : تابع ,فاصله ,انفجار ,کنیم ,ملموس ,استقرا ,تابع انفجار ,تقدّم معروف ,لحظه ممکن

فلسفه ی زبان: چیستی و چرایی

:: فلسفه ی زبان: چیستی و چرایی

    فلسفه ی زبان، بخشی از فلسفه است که پدیده ی زبان را تحلیل می کند و در حقیقت به دنبال پاسخ دو پرسش است:

آیا زبان ما -که با آن فکر می کنیم- بر اثر محدودیت هایش ممکن است ما را از درک برخی حقایق باز بدارد؟

و اگر چنین است، آیا راهی هست که از این محدودیت آزاد شویم و به حقیقت برسیم؟

   ممکن است در ابتدا این سؤالات برایتان نامأنوس باشد، امّا حقیقت این است که زبان بعضاً ما را به اشتباه می اندازد. ساده ترین نمونه ی این زمینه های اشتباه، کلمات چند معنی ست. شعر معروف مولوی را یاد آوری می کنم:

این یکی شیر است اندر بادیه(ظرف)    وان دگر شیر است اندر بادیه(بیابان)

این یکی شیر است کآدم می خورد    وان دگر شیر است کآدم می خورد!

    در اهمّیت فلسفه ی زبان همین بس است که توجّه کنیم تمام اعتقادات استنتاج شده ی ما به وسیله ی افکاری به زبان فارسی(سخن گفتن درونی خودمان با خودمان) به دست  آمده اند و اگر زبان غیر قابل اعتماد باشد، تمام این اعتقادات زیر سؤال خواهد رفت.

    در حقیقت، قبل از پذیرفتن هر اعتقادی باید مسئله ی زبان را حل نمود.

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهفلسفه ی زبان: چیستی و چرایی
برچسب ها : زبان ,فلسفه ,حقیقت ,اندر بادیه

شرحی بر برهان استقرا در اثبات وجود خدا

:: شرحی بر برهان استقرا در اثبات وجود خدا

    برهان استقرا برهانی ست بسیار ابتدایی که برای نگرش ما نسبت به خالق جهان یک حدس اولیّه ایجاد می کند. انسان تجربه گرا به استقرا معتقد است و آنچه را تجربه نکرده است به وسیله ی آنچه تجربه کرده است حدس می زند. از طرفی تنها عاملی که انسان درک می کند، خود انسان است. لذا تجربه گرا محکوم است فرض کند عامل ایجاد کننده ی اثرات  محیط انسان، خود عاملی ست شبیه به انسان.

    دقّت داشته باشید برهان استقرا برهانی نیست که ما را به قطعیت برساند؛ بلکه تنها به ما می گوید معقول ترین حدس اولیه برای خواص خالق جهان چیست.

    در برهان استقرا ذکر شد که انسان جز خودش هیچ عاملی را مشاهده نمی کند. ما می فهمیم که در محیط اطراف ما پدیده های بسیاری حضور دارند؛ امّا عامل این پدیده ها برای ما قابل مشاهده نیست: ما تنها پدیده ها را مشاهده می کنیم نه عاملشان را.

    به عنوان مثال فرض کنید در یک رؤیا قرار دارید. خواب می بینید نشسته اید و غذا می خورید. شما غذا را می بینید؛ امّا عامل وجود غذا(عامل وجود خواب) را نمی بینید. شما در خواب گمان می کنید که دری هست و دیواری هست و زمینی و سقفی و غذایی و ... تمام این ها اشتباه است: این ها همه ایجاد شده توسط عاملی هستند که خواب را برایتان ایجاد کرده و در حقیقت آثار آن عامل هستند و به خودی خود هیچ موجودیتی ندارند. ممکن است یک عامل آن ها را ایجاد کرده باشد یا صد عامل...این عامل یا عوامل را نمی توانید مشاهده کنید. شما تنها می توانید یک عامل را مشاهده کنید و آن خودتان هستید.

    در ادامه اثبات شد که محیط هست. یعنی جهان پیرامون ما عاملی غیر از ما دارد که بر ما اثر می گذارد. حال باید چه گمانی به این عامل داشته باشیم؟

    طبق استقرا -که تمام انسان ها بر ان متّفقند- باید برای این عامل خواصی شبیه به عامل شناخته شده ی دیگر در نظر بگیریم. تنها عاملی که می شناسیم نیز خودمان هستیم؛ لذا هر خاصیتی از خودمان که ممانعت عقلی نداشته باشد به این عامل محیطی نسبت می دهیم.

    من مختارم، لذا عامل ایجاد محیط من نیز احتمالاً مختار است. اثبات شد بدن من جزو من نیست و من فاقد جسم هستم؛ لذا احتمالاً عامل محیط من نیز فاقد جسم است. من شعور دارم لذا او نیز احتمالاً شعور دارد... .

    لذا طبق استقرا، اعتقاد به وجود خدای مختار و صاحب شعور معقول تر است از اعتقاد به عدم وجود آن.

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهشرحی بر برهان استقرا در اثبات وجود خدا
برچسب ها : عامل ,استقرا ,عاملی ,انسان ,ایجاد ,مشاهده ,برهان استقرا ,عامل وجود ,ایجاد کرده ,مشاهده کنید ,امّا عامل ,برهان استقرا برهانی

ارمغان فلسفه

:: ارمغان فلسفه

تا هنگامی که خاک ها حسرت مجسّمه ها را می خورند،

کسی حرف باغبان را نخواهد فهمید

فلسفه اگر فلسفه ی حقیقی باشد، اگر حق جویی باشد،

    اولین ارمغان فلسفه برای ملّت ها، مسحور نشدن است...بی دلیل نپذیرفتن است...حسرت پوچی ها را از دل بیرون کردن است...شوق روییدن است

منبع : آموزش فلسفه به زبان سادهارمغان فلسفه
برچسب ها : فلسفه ,ارمغان فلسفه